آخرین اخبار : 

کاربردپذیری (usability) چیست؟

استفاده از واژه فارسی به جای usability کمی سخته. در ویکی پدیا usability رو «کاربرد پذیری» ترجمه کرده. در فرهنگ لغات و یا مترجم گوگل، این واژه رو «قابلیت استفاده» و یا «به کار خوری» ترجمه کرده اند. به نظر میاد البته واژه کاربرد پذیری ترجمه مناسب تری باشه. هرچند که من خودم «کارآیی» رو ترجیح میدم چون ساده تره ولی خب «کارآیی» میتونه معنای دیگه ای داشته باشه.

در ویکی پدیا واژه کاربردپذیری رو از دیدگاه سازمان بین المللی استاندارد سازی این طور تعریف کرده:
میزانی که یک محصول می‌تواند توسط کاربران خاصی برای رسیدن به هدفی معین، مورد استفاده قرار گرفته و در حین استفاده، ضمن داشتن اثربخشی و کارایی، رضایت کاربر را در زمینه مورد استفاده تأمین کند.

طبیعتا این تعریف کلی است و مربوط به هر نوع محصولی میشه. اما اینجا منظور ما از کاربردپذیری صرفا در حوزه وب است. برای تعریف کاربردپذیری در وب شاید بهترین منبع وب سایت جکوب نیلسن باشه که به نوعی میشه گفت پدر کاربردپذیری در وبه.

طبق تعریفی که جکوب نیلسن میده، کاربردپذیری یک خاصیت کیفی است، که تعیین کننده درجه آسانی استفاده از رابط کاربری است. همچنین این لغت به متدهایی برای آسان تر کردن کاربرد طی مرحله طراحی، اشاره میکنه.
کاربرد پذیری با 5 مولفه کیفی تعریف میشه:

  • قابل یادگیری: در اولین ورود به سایت کاربران چقدر راحت میتونند کارهای لازم رو انجام بدن؟
  • بازدهی یا بهره وری: وقتی که کاربران با سایت آشنا شدن، با چه سرعتی کارهاشون رو انجام میدن؟
  • قابل یادسپاری: وقتی که کاربران بعد از یک مدتی که از سایت استفاده نکرده اند به سایت باز می گردند، چقدر راحت می تونند مهارت خودشون رو دوباره برقرار کنن؟
  • خطاها: کاربران چه مقدار خطا ایجاد می کنند؟ یعنی وقتی می خوان کاری انجام بدن چقدر دچار خطا میشن؟ چقدر از این خطاها جدی است؟ و اصلاح این خطاها چقدر راحته؟
  • رضایت مندی: استفاده از سایت چقدر لذت بخش است؟

خیلی شاخصه های کیفی مهم دیگری وجود دارند. یکی از آنها سودمندی است. که به کارآیی سایت اشاره میکنه: آیا این چیزی است که کاربران نیاز دارند؟

کاربردپذیری و کارآیی به یک اندازه مهم اند و با هم تعیین می کنند که یک چیزی فایده داره یا نه. مهم نیست که چیزی فقط آسان باشه بلکه باید به کار ما هم بیاد. همچنین خوب نیست که سیستمی که طراحی کردیم در تئوری و بالقوه بتونه کاری رو انجام بده، ولی ما نتونیم این کار رو انجام بدیم چون رابط کاربری خیلی پیچیده و یا بد طراحی شده. برای یادگیری طراحی کارآیی، ما میتونیم از همان متدهای تحقیقی کاربر، که کاربردپذیری را بهبود میده استفاده کنیم.

  • تعریف: کارآیی = آیا ویژگیهای مورد نیاز ما را دارد
  • تعریف: کاربردپذیری = استفاده از این ویژگیها چقدر آسان و لذت بخش است
  • تعریف: مفید = کارآیی + کاربردپذیری

چرا کاربردپذیری مهم است ؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *