آخرین اخبار : 

چرا usability مهم است

در وب، کاربردپذیری یک شرط اساسی برای بقا است. اگر استفاده از وب سایتی سخت باشد، کاربران به راحتی آن را می بندند. اگر صفحه اصلی نتونه به روشنی، نشون بده که چه چیزی ارائه می کنه و یا کاربران در این سایت چه کاری می تونن انجام بدن، کاربران سایت رو ترک می کنند. اگر کاربران در سایت گم بشن، سایت رو ترک می کنند. اگر خواندن اطلاعات یک وب سایت سخت باشه و یا جوابگوی سوالات کلیدی کاربران نباشه، اونها سایت رو ترک می کنند. نکته اینجا است که وب سایت محصولی نیست که بگیم کاربران برای استفاده از اون یک دفترچه راهنما رو اول بخونن یا بخوان زمان زیادی صرف کنن برای اینکه از رابط کاربری سر در بیارن. کلی سایت دیگه هست که این مسائل رو نداشته باشن. بنابراین ترک کردن سایت اولین واکنش و طبیعتا آخرین واکنش! کاربران است وقتی که با سختی در سایت مواجه می شوند.

اولین قانون تجارت الکترونیک میگه: اگر کاربران نتوانند محصول را پیدا کنند، نمی توانند آن را بخرند!

برای اینترانت، کاربردپذیری، با بهره وری کارکنان ارتباط مستقیم داره. زمانی که کاربران برای سردرگم شدن در اینترانت و یا سردرآوردن از ساختار پیچیده تلف می کنند در حقیقت پولی است که ما به آنها میدیم که سر کار حضور داشته باشن در حالیکه نمیتونن کار خودشون رو انجام بدن!

در حال حاضر بهترین پیشنهاد، هزینه کردن 10 درصد از بودجه یک پروژه بر روی کاربردپذیری است. به طور متوسط، این میتونه باعث بیش از دوبرابر شدن معیارهای کیفیت مورد نظر از یک وب سایت و کمی کمتر از دوبرابر شدن معیارهای کیفیت اینترانت بشه. برای نرم افزار و محصولات فیزیکی، بهبودها معمولا کمترند، ولی باز هم قابل توجه اند وقتی که ما در فرآیند طراحی روی کاربردپذیری تاکید میکنیم.

برای پروژه های طراحی داخلی، دو برابر کردن کاربردپذیری مثل اینه که بودجه آموزش رو نصف کنیم و یا تعداد معاملاتی که کارمندان در ساعت انجام میدن رو دو برابر کنیم. برای طراحی خارجی، با این کار، میشه به دوبرابر شدن فروش، دوبرابر شدن کاربران ثبت شده و فروشندگان لیدر و یا دوبرابر شدن هر هدف دلخواه دیگری که انگیزه پروژه طراحی ما است، فکر کرد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *